آنيتاآنيتا، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 21 روز سن داره

آنيتا ثمره عشق مامان و بابا (آنیتا فرشته ای از جنس آسمان)

من و آنیتا

1393/2/6 15:09
نویسنده : شهرزاد
505 بازدید
اشتراک گذاری

صبح که پیشت باشم از خواب پا میشی

نگات میکنم

با صدایی شاداب و پر انرژی و بچه گانه

صدات میکنم

میگم

مامانی قربونش بره بیدار شده دخترکم

سلام ممممم مامانی

توام میخندی برامو

اینگار کل دنیا رو دستام میچرخه وقتی میخندی

بغلت میکنم

میبوسمت

صورتت رو میشورمو سریع برات صبحانه میارم

یه سفره دو نفره میندازم

و همینکه سر سفره میشینی من ذوق میکنم وکلی انرژی میگیرم

این مدت خدا و بنده هاش بهم یاد دادن چطور به داشته هام فکر کنم ،ببینم ،لذت ببرم

و همینکه تو یه خنده کوچیک بهم میکنی تمام سختی ها و خستگی ها محو میشن

این مدت به این هم فکر کردم چقدر بچه لذت داره و من واقعا تو این سه سال جز سختی و خستگی چیزی ندیدم و از این لبخندت هم محروم بودم

البته شب که میخوابی

به صورت معصومت نگاه میکنم

یاد روزای سخت پارسال می افتم

ناخوداگاه اشکام سرازیر میشه

پتو رو میکشم رو سرم

مبادا صدای گریه ام بلند شه

تو و بابایی بیدار شید.

چقدر سخت بود .هی روزگار.


به این فکر میکردم که من با یه لبخند آنیتا زیر و رو میشم

بقیه مادرا

حرف زدن و بازی و شیطنت بچه هاشون رو میبینن چه حالی میشن

خدارو باید هر لحظه به خاطر بچه سالم و شاد شکر کرد

و هر موقع خسته بابت شیطنت ها شدید

باز هم خداروشکرکنید که نعمت خوبی نصیبتون شده.


هفته پیش رفتم بیمارستان پیش دکتر حسینی

ازمایش چکاپ رو که دید گفت کلسیم ،ویتامین D , فسفر آنیتا خیلی پایینه

گفت این ویتامین ها  خیلی موثره تو تحرک بچه ها و خیلی امیدوارم کرد

هرچقدر از خوبی این دکتر بنویسم کمه

دو تا آمپول داد و شربت کلسیم

دوشنبه هم پیش آقای عنبرا رفتیم

اونم راضی بود خداروشکر


چهارشنبه شب پدری رفت مشهد و من و آنیتا شب تهنا بودیم

چقدر آنیتا بهونه گرفت

منم از دانشگاه اومدم خونه حول و حوش ساعت 8 شب بود

این ترم استادا خیلی سخت میگرن سر حضور در کلاس

منم بخاطر انیتا نمیتونم برم

وقتی هم میرم

همش دلشوره دارم

چقدر خسته بودم

به زور خودمو نگه داشتم

زنگ زدم شهرام با آنیتا حرف زد یه خورده آروم شد

ساعت 11 خوابید

بازم تو خواب گریه کرد

دیگه کنار خودم خوابوندمش

پنج شنبه هم رفتم دانشگاه ،رسیدم خونه 7 بود

تا شام درست کردمو به آنیتا رسیدم ساعت 11 شده بود دیگه دم دمای اومدن شهرام بود.

این چند وقته همه فکرش کارش شده و خیلی تو مد ما نیست.

منم کاریش ندارم ولی به نظرم خیلی تغییر کرده .

 

جمعه هم که دیروز بود رفتیم سمت دماوند

که حتما عکس میذارم

جای همه خالی

خیلی خوش گذشت.

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (8)

ترنم
6 اردیبهشت 93 18:02
دوست خوبم منتظر عکسهایه زیباتون هستیم ،انصافا مادرانه هایت دلنشین و زیبا و البته تاثیر گذار و تامل برانگیز بود
شهرزاد
پاسخ
مرررسی خاله شما لطف داری
مامان یاسمن و محمد پارسا
7 اردیبهشت 93 2:20
سلام عزیزم خوشحالم که حال انیتا جونم بهتر شده ایشالاه بهترم میشه خدایا شکرت امیدوارم روز وروزگار روز به روز بر شما همراه باشه با خوشی و سلامتی
شهرزاد
پاسخ
سلام گلم مرسی لطف داری.انشالله شمام دلت خوش و لبت خندون باشه
نرگس
7 اردیبهشت 93 12:58
همین که روزهای سخت پارسال تموم شده خداروشکر. همین که دکترها راضی هستن خدا رو شکر. همین که میشینه و میخنده خداروشکر. انشاالله به زودی راه هم میره و باز خدا رو شکر میکنیم
شهرزاد
پاسخ
اره واقعا.
دنیز
7 اردیبهشت 93 21:15
سلام گلم بالاخره اپ کردی ....واقعا خدارو باید شکر کنی که نعمت خوبی رو بهت داده ....ایشالله انیتا هر روز بهتر از دیروز میشه من مطمئنم.
شهرزاد
پاسخ
سلام عزیزم انشالله به دعای شما.
دنیز
7 اردیبهشت 93 21:36
هرقدر رفاقت بکنم می ارزی / اظهار صداقت بکنم می ارزی آنقدر عزیزی تو برایم ای دوست / صدبار که یادت بکنم می ارزی
محبوبه مامان ترنم
10 اردیبهشت 93 11:26
الهی که شهرزاد جون باز هم با خبرهای خوب بیایی. ان شاالله که تو هم به زودی شاهد کارهای با مزه دخترت باشی
شهرزاد
پاسخ
مرسی گلم انشالله
الهام مامان علیرضا
18 اردیبهشت 93 14:06
باید اعتراف کنم که من این شهرزاد شکر گزار و فعال و پر انرژی رو بسی بیش تر دوست می دارم عزیزم نگران هیچ چی نباش به شادی هایی فکر کن که پس از این تو زندگی نصیبت میشه مخصوصاً با اومدن نی نی توراهی به آقا شهرام هم حق بده آخه حالا باید برای دو تا بچه روزی رسونی کنه وقتی بهش حق بدی می بخشیش و اولین و بهترین چیزی که نصیب تو بشه آرامشه
شهرزاد
پاسخ
لطف داری الهام جان اره واقعا خدا خیلی بزرگه و وقتی بهش ایمان واقعی داشته باشی نشانه های صبر در تو ظاهر میشه من هم دارم سعی میکنم تا به صبر و آرامش برسم شرایط شرایط سختیه امیدوارم خدا خودش کمک کنه و زودتر این بچه بعد سه سال از مریضی و دارو و یه جا افتادن راحت شه .
سوگند
9 خرداد 93 12:51
از عمق وجود میخوام که خدا دختر ناز و کوچولوتون رو شقا بده و نی نی جدید رو بهتون تبریک میگم.. یه جسی بهم میگه تا اخر امسال انیتا خیلی بهتر میشه..امید وار باش
شهرزاد
پاسخ
وای مرسی انشالله خدا کنه